تبليغاتX
چوک رویدر

چوک رویدر

یادداشتهای یک هنرجوی رشته مکانیک

استقلال قهرمان سرور کل جهان

سلام به همه ی دوستای گلم چه از قدیمیا و چه اونایی که جدیدا اومدن خب اینبار پیشرفت کردم و بعد از سه ماه اومدم این دفعه میخوام یه ذره از بحث خارج بشیم و یه خورده فوتبالیش کنیم خب استقلال هم که قهرمان شد و من از این جهت خیلی خوشحالم اخه تیمم بعد از یک فصل ناکامی تونست بوسیله ی دستهای طلایی طالب لو و با سه مربی تونست قهرمان بشه ولی خداییش تو استقلال به ناصر حجازی خیلی بد کردند اولا که بهش فرصت کافی ندادن و دوما بعد از اومدن فیروز کریمی به اون یه پست کشککی دادن اونم مدیر فنی اخه تو ایران غیر از پاس همدان که از مدیر فنی استفاده میکنه کی استفاده کرده که استقلال دومیش باشه؟؟ بعدشم که با اومدن حاج امیر(ژنرال) اونوفرستادن رد کارش این خیلی بی معرفتیه که با یه اسطوره اینجوری رفتار کنند خب بگذریم مهم قهرمانیه که به کوری چشم دشمنا بدست اوردیم . راستی یه چیزی یادم رفت بگم اونم خداحافظی داش علی منصوریان بود که واقعا ناراحت شدم حیف شد استقلال به مردای بزرگی چون اون نیاز داره و اون حرف اخر بازیش حسابی بهم حال داد اینکه گفت دیگه رو هیچ نیمکتی مقابل استقلال قرار نمیگیرم  به این میگن تعصب که این روزا کم گیر میاد خب بگذریم اسپانیا هم که قهرمان اروپا شد واقعا که حقش بود ولی من المان رو دوست داشتم و اولویت دومم اسپانیا بود که خب خیلی واسم فرقی نمیکنه از فوتبال می خروجیم و میریم به ..... راستی دوستای عزیز یه خواهشی ازتون داشتم می خواستم بگم اگه میشه واسم نظر خصوصی نفرستین اگه ممکنه ها  راستی یه چیز دیگه من چند تا عکس خفن از استقلال واستون میذارم (لینکشو) برید دانلود کنید ضرر نمی کنید راستی درگذشت پدر مجتبی جباری رو به همه استقلالی ها از جمله خود مجتبی و خانواده اش تسلیت میگم و امیدوارم که بتونه تو لیگ فرانسه (المپیک مارسی )موفق باشه و یه زیدان دیگه واسه فرانسه بشه 


اینم لینک عکس های استقلالی زود باش کلیک کن که خیلی باحاله

 

فرهاد مجیدی                     وحید طالب لو                تیم استقلال

 

و اینهم بوسه ی کاپیتان بر جام و خداحافظی از مستطیل سبز

خدا حافظ کاپیتان        

 

رفتن رسیدن نیست
 

آخرین باری که به ته کوچه رفتم،زمانی بود که قرار بود واسه یه مدت از هم دور بشیم

مدتش کوتاه بود ولی هر لحظه اش واسم مثه صد سال می گذشت.

دیگه هیچ رمقی واسه رفتن به ته کوچه نداشتم،به کوچه مون که می رسیدم یه نگاه

به ته کوچه می انداختم و بعدش یه آه کوتاه و می رفتم.

همش باهم بودن رو مثه قدیما طلب می کردم،دیگه زده بودم به سیم آخر،می خواستم

از این کوچه،از این شهر،اصلا از هر جایی که تو رو به یادم میاره فرار کنم.

بالاخره اون روز رسید...

با کوله باری از وسایل و خاطراتی که از ته کوچه داشتیم از خونه زدم بیرون،داشتم تو

کوچه قدم میزدم و اون یادگاری های روی دیوار رو که با هم نوشته بودیم نگاه می کردم

آخرین یادگاری رو خوندم و از کوچه اومدم بیرون،ایستادم یه نگاه به پشت سرم انداختم

یکم با خودم فکر کردم،دوباره برگشتم ته کوچه تمام اون خاطرات و یادگاری ها رو گذاشتم

یه تیکه گچ پیدا کردم و روی دیوار نوشتم:

 

رفتن رسیدن نیست

   ولی برای رسیدن باید رفت   

                     

خدا حافظ      

اولین عشق

 

اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای « دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه)

 

@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@...

 

 

 

   

من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛

 

 یک رویای نا تمام

 


  امید عشق بودن

   امید به شراب  بستن و از تاریکی ها جستن چه سخت است اسیر محنت افسانه دیوانه بودن سخن از غرور نیست سخن از نسیم بهاری نیست سخن از نغمه بلبلان نیست سخن از سرمای زمستان نیست  سخن از عشق است عشقی  که یک طرف ان گلی است او که با نگاهش با وجودش با محبت به  من فهماند که هنوز هم می توان عاشق بود حالا به نوای قلبم گوش کن ......................دوستت دارم .........................

 

 

                    


 

نوشته شده توسط چوک رویدر در 87/04/10 ساعت 16:28 موضوع | لینک ثابت


سال نو مبارک

سلام به همه ی دو ستان خوبم سال نو مبارک خب فکر میکنم یه ذره سبک شدم اخه یه چیزی حدود شش ماه اپ نکردم و از این بابت خیلی ناراحتم اخه مگه این درس ها  می ذارن ما یه نفس راحت بکشیم ؟؟ خب نمی ذارن دیگه!از خوابگاه چیزی نمیگم که بعضی دوستان بهشون بر میخوره. ((منظورم اونیه که تو قسمت نظرات خصوصی انتقاد کرده بود و گفته بود ابروی رویدر رو بردی و اینجا رو به دفتر خاطرات تبدیل کردی و... خب ما که از این انتقادها که بدمون نمی یاد ولی باید جواب دوست عزیزم رو بدم که : هرکس از ساختن وبلاگ هدفی داره و هدف من هم همینه دوست عزیز در ضمن این فقط عقیده ی تو در این مورده  و اگرنه اگه خودت رو معرفی میکردی خیلی محترمانه ارت دعوت میکردم تا بیای و اینجا بشینی و نه این نظرات بلکه نظرات خصوصی رو بخونی تا که ببینی همین رویدر ی هایی که میگی ابروشو نو بردی چه قدر به من اظهار لطف دارن بازم میگم اگه خودتو مثل یه مرد معرفی میکردی خیلی بهتر بود خب ما که به دل نمیگیریم ))خب دوستان عزیز باید منو ببخشین که اینها رو نوشتم خودم نمیخواستم  ولی پیش میاد دیگه  راستی منتظر نظرهاتون هستم  بای بای  


اینم واسه سال نو هستش

ستاره

حتما" برات پيش اومده وقتي داري به آسمون نگاه ميكني يكي ازت بپرسه دوست داري كدوم ستاره ستاره تو باشه ؟ اكثره آدما ميگن اون پر نورترين ستاره ...... ولي يادت باشه اوني كه از همه پر نورتره علاوه بر تو چشم خيلي هاي ديگه هم دنبالشه .... به ستاره اي خيره شو كه اگه كم نوره حداقل خيالت راحته كه فقط چشم خودت دنبالشه


 کاش خدا سه چيز را نمي آفريد

غرور, عشق , دروغ

تا از روي غرور به خاطر عشق دروغ نميگفتيم


 

 
بازم عشقو دیوانگی
 
در زمان‌های بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت‌ها و تباهی‌ها همه‌جا شناور بودند. آن‌ها از بیکاری خسته و کسل شده بودند. روزی همة فضایل و تباهی‌ها دور هم جمع شدند، خسته‌تر و کسل‌تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم، مثلاً قایم باشک.
همه از پیشنهاد او شاد شدند. دیوانگی فوراً فریاد زد: من چشم می‌گذارم. از آن جایی که هیچ‌کس نمی‌خواست به دنبال دیوانگی بگردد، همه قبول کردند که او چشم بگذارد و او به دنبال آن‌ها بگردد. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم‌هایش را بست و شروع به شمردن کرد:
یک، دو، سه ...
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد، اصالت در میان ابرها پنهان شد، هوس به مرکز زمین رفت، طمع داخل کیسه‌ای که خودش دوخته بود مخفی شد. دیوانگی مشغول شمردن: 79 و 80 و همه پنهان شده بودند به‌جز عشق که مردّد بود و نمی‌توانست تصمیم بگیرد. جای تعجّب هم نیست، می‌دانیم که پنهان کردن عشق مشکل است.
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید: 95، 96 و ...
هنگامی که دیوانگی به صد رسید، عشق پرید و در بین یک بوتة رز پنهان شد. دیوانگی فریاد زد که دارم می‌آیم.
اوّلین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی، تنبلی‌اش آمده بود جایی پنهان شود. لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود، دروغ ته چاه، هوس در مرکز زمین. یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق.
او از یافتن عشق ناامید شده بود.
حسادت در گوش‌هایش زمزمه کرد که تو فقط عشق را باید پیدا کنی و او پشت بوتة گل رز است.
دیوانگی شاخة چنگک مانندی را از درخت کند و با شدّت و هیجان زیادی آن‌را در بوتة گل فرو کرد. دوباره، دوباره، تا با صدای ناله‌ای متوقّف شد. عشق از پشت بوته بیرون آمد. با دست‌هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشت‌هایش قطرات خون بیرون می‌زد. شاخه‌ها به چشمان عشق فرو رفته بودند. او نمی‌توانست جایی را ببیند، او کور شده بود.
دیوانگی گفت: من چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می‌توانم تو را درمان کنم و عشق پاسخ داد: تو نمی‌توانی مرا درمان کنی، امّا اگر می‌خواهی کاری کنی راهنمای من شو.
و از آن روز است که عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار او.
 

 


 
 غرورت رو بخاطر کسي که دوستش داري بشکن

 ولي دل کسي رو که دوستش داري بخاطر غرورت نشکن

سنگ

در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند.بسياری هم غرولند می كردندكه اين چه شهری است كه نظم ندارد.حاكم اين شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت .نزديك غروب، يك روستايی كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد.ناگهان كيسه ای را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلاو يك يادداشت پیدا كرد. پادشاه درآن يادداشت نوشته بود : 
                       " هر سد و مانعی می تواند يك شانس برای تغيير زندگی انسان باشد."





 

نوشته شده توسط چوک رویدر در 87/01/06 ساعت 10:49 موضوع | لینک ثابت


پایان خوشی

سلام به همه ی دوستان گلم امیدوارم که حال تون خوب باشه با تشکر از همه تون که تو این مدت با نظراتتون منو سرافراز کردین  راستش رو بخواین امروز می خوام یه کمی از شروع مدرسه و پایان خوشی براتون بگم شوخی کردم ولی خدائیش دلم خیلی واسه مدرسه خوابگاه و بچه ها تنگ شده نمی دونم چه جوری بگم اونایی که خوابگاهی بودن بهتر منو درک میکنن من دارم از اون لحظات خوش تو خوابگاه براتون میگم   خب بریم سر اصل مطلب :

 


 

یه روز عشق و فضولی و حسادت و دیونگی با هم قایم موشک بازی می کردن بعد فضولی حسادت رو پیدا می کنه حسادت از روی حسودیش به دیونگی میگه عشق پشت گل سرخ قایم شده دیونگی خاری رو بر می داره و به طرف عشق پرتاب میکنه  و عشق برای همیشه کور میشه دیونگی قول میده تا اخر عمرش پیش عشق بمونه و تنهاش نذاره و قول میده جای چشم های عشق باشه برای همینه هرکی عاشق میشه دیونست

 

 باز دل هاي سياه قلب هاي سپيد را چنگ مي زنند و عشق را اسير نيرنگشان مي کنند . با دروغ عشق مي سازند,قلب مي سازند,خانه مي سازند و دنيا را , با دروغ ,برج هاي خيانتشان سر به فلک مي کشد.دروغ را مي پرستند.من از تو ,دروغ و ارزوهاي کاغذيت فرار مي کنم.من در ساحل امن خدا جا مي گيرم تا در فتنه هايت غرق نشوم.
خواستي چشمانت هميشه خاموش باشند تا تير دورويي ها قلبت را نشكافدو تلاش كردي صداها همهمه اي باشند كه دروغ هاي گنديده ي وهم انگيزشان هيچ گاه تو را نازارد. محبت هاي دروغي را همراه زباله هاي چالوسيشان كردي و نگاهت_ابريترين اسمان_را به روي معصوميت هاي خفته شان چكاندي
پس بدان من نيز راه تو را پيش گرفته ام و دل به روي دنياي دروغيت بستم
كاش مي دانستي كه سرماي تمام يخ هاي عالم در قلب كوچك و ترك خورده ي من جمع شده؟


به گل گفتم: عشق چیست؟

 گفت: از من خوشگل تر پروانه است

 به پروانه گفتم عشق چیست ؟

گفت : از من زیبا تر شمع است

 به شمع گفتم : عشق چیست ؟

 گفت : از من سوزان تر عشق است

 به عشق گفتم : آخر تو چیستی ؟

 گفت نگاهی بیش نیستم

عاشق آن نیست که یک دل به صد یار دهد

عاشق آن است که صد دل به یک یار دهد

 تقلب

 نظر یادت نره

 

 چوک رویدر یعنی چه:

باید خدمت دوستی که این سوال رو از من کرده بود باید بگم که رویدر اسم شهر منه و چوک هم به زبان هرمزگانی یعنی بچه (پسر) و واسه همینم این اسمو انتخاب کردم یعنی پسر رویدر و شاید رویدری ها بگن که اصلا در زبان رویدری چوک وجود نداره ولی از اونجایی که من رودباری هستم و ساکن رویدر هستم واسه همینم یه اسمی رو انتخاب کردم که متناسب با هر دو جا باشه و واسه همینم چوک (به زبون رودباری)و رویدر رو (محل زندگیم) با هم انتخاب کردم

اشکالی داره ه ه ه ه ه 

 

سلام دوباره به همه ی دوستان من فردا میخوام برم لنگه دیگه همین اپ ها هم تعطیل برام دعا کنید تا تو درسام موفق بشم (هر چندم میدونم دعا نمی کنید ) موفق باشید بای


 

نوشته شده توسط چوک رویدر در 86/06/26 ساعت 21:15 موضوع | لینک ثابت


یه اپ دیگه

 سلام دوستان امروز بعد از چیزی حدود یک ماه دوباره دارم می اپم امیدوارم که خوشتون بیاد  

                                                                                                                                                                            

 در آن شب سرد پائیز، آهنگ سفر می کردی

 از رهگذری محنت خیز، دیدم که گذر می کردی 

 تو رفتی و دلم غمین شد ، قرین آه آتشین شد، از آن شبی که برنگشتی

 جهان که شادی آفرین بود ، به چشم من غم آفرین شد ، از آن شبی که برنگشتی

 در آن شب سرد پائیز ، آهنگ سفر می کردی ...

 از آن شب سرد خزان شبها گذشته ، داستان باده و مینا گذشته

 روزگاری بر من تنها گذشته

 تو رفتی و دلم غمین شد ، قرین آه آتشین شد ، از آن شبی که برنگشتی

 جهان که شادی آفرین بود ، به چشم من غم آفرین شد ، از آن شبی که برنگشتی ...

این هم یکی مثل من

   من نشانی از تو ندارم ، اما نشانی ام را برای تو می نویسم :

 

در عصر های انتظار به حوالی بی کسی قدم بگذار ، خیابان غربت را پیدا کن ، کنار بید

 

مجنون خزان زده و در کنار مرداب آرزوهای رنگی ام ! در ِ کلبه را باز کن و به سراغ بغض

 

خیس پنجره برو ! حریر غمش را کنار بزن ، مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق

 

عصاره انتظار پشت دیوار دردهایم نشسته ام گریه کرده ام ، برای دل خودم ، برای دل تو ،

 

برای تنهایی میخک توی دفتر شعرم ... برای پروانه که سوخت ، برای شمعی که آب شد تا از

 

قطره هایش یاد بگیرند سوختن یکطرفه هم می تواند باشد .......

 

 

 

 

زندگی سه چیز بیشتر نیست:

                      ۱)به اجبار به دنیا آمدن

                              ۲) با غم زیستن

                                       ۳) با آرزو مردن

تفاوتهای خون و اشک

خون قرمزه رنگه عشقه.اشک بیرنگه درد عشقه.

خون وقتی میاد  بیرون می سوزه اما اشک اول می سوزه بعد میاد بیرون.

خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه.

جای زخم خون خوب میشه ولی ماله اشک خوب نمیشه.

خون همیشه ماله درده و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال شادی و از رو خوشیه.

,,,,,,,,,,

 

   تقدیم به کسی که منو تو حسرت صدا زدنش گذاشت تقدیم به تنها تکیهگاه رفته ام

کاش وسعت تنها یمو حس میکردی اون موقع شاید نمی رفتی یا لااقل بهم مجاله بوسه

       زدن به لبهاتو میدادی کاش بودی تا منم حس میکردم یه تکیه گاه محکم دارم

             هر روز نبودت رو بیشتر اخساس میکنم میدونم دیگه بر نمی گردی

                                         اما کاش نمی رفتی عزیزم...

             

دستها بالا بود. هر کسي سهم خودش را طلبيد.سهم هر کس که رسيد، داغ تر از دل ما بود ولي نوبت من که رسيد، سهم من يخ زده بود! سهم من چيست مگريک پاسخ پاسخ يک حسرت! سهم من کوچک بود قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت وسعتي تا ته دلتنگيها شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند!

                     

دل من تنها بود
دل من هرزه نبود دل من عادت داشت که بماند يک جا


به کجا؟ معلوم است به در خانه ي تو دل من عادت داشت

که بماند آن جا پشت يک پرده تور دل من ساکن ديوار و دري


که تو هر روز از آن مي گذري دل من ساکن دستان تو بود


دل من گوشه يک باغچه بود که تو هر روز به آن مي نگري


دل من را ديدي؟ ساکن کفش تو بود...

 
يادت هست؟


 

نوشته شده توسط چوک رویدر در 86/05/27 ساعت 23:54 موضوع | لینک ثابت


عشقولانه

سلام دوستان بازم اومدم دیگه فکر می کنم که به غیبت من عادت کردین خب به حر حال بازم اومدم

نامه عاشقانه شایان به پریسا رو حتما بخونید :!

خب زندگی اینه دیگه

جب نظر شما چیه ؟؟                       !! نظر یادتون نره!!

من عشق را در                  توتو را در دل

 

دل را در موقع تپیدن

 

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت         سکوت را در شب

 

 

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش

و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

چنين گفت زرتشت:
 
اگر کليد قلبي را نداري قفلش نکن ...

اگر کسي را دوست داري خردش نکن...

 اگر دستي را گرفتي رهايش نکن...
 
مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند
!

ووو

یک نصیحت
* هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده ... حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بهش فرصت بده ... عشق رو تجربه کن حتی ازش شکست بخوری ... اینو بدون اگر کسی وارد زندگیت شد ... ... و گذاشت و رفت ... علاوه بر اینکه یه خطری بجا میزاره ... ... میتونه یه تجربه هم بجا بزاره ... پس سعی کن خطرهای خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند شاید کسی را که با تو خندیده فراموش کنی ... ولی کسی را که با تو اشک ریخت فراموش نکن

 

راستی سرها چرا همیشه خودتون رو واسه دخترا فدا می کنین بذارین یه دفعه هم اینجوری ...

 

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

روزی که کسی سراغت نمیگیره

یه روزی میدونی من کیو چی بودم

روزی که از نبودنم غصت میگیره

باشه خوبم از کنارت ساده میرم

با وجود اینکه میدونم میمیرم

به خدا قدرمو میدونی یه روزی

روزی که از تو جدا میشه مسیرم

قدرمومیدونی یه روز

       یادم میوفتی شب و روز

                 صدام تو گوشت میپیچه

                            مثل یه آه سینه سوز

                                   حسرت یک لحظه نگام          

                                             دلتنگ میشی بدجور برام

                                                    اون روزا دور نیست به خدا

                                                             حتی به خوابت نمیام....

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

اسم من از توی لحظه هات نمیره

دیگه نیستم اون شبای پر ستاره

وقتی که دلت بهونمو میگیره

اما اون روزا خدا کنه نباشه

نشنوم از رفتن من غصه داری

من میبینم اون شبایی رو که دیگه

واسه گریه شونه هامو کم میاری...

 

061 

 این عکس هم در جواب دوستی که از مطلب  فدا کردن دخترا خوشش نیومده بود هر چند هم نا قابل

حالا چی قبول کردی؟؟؟


 

نوشته شده توسط چوک رویدر در 86/04/21 ساعت 16:43 موضوع | لینک ثابت


بازگشت چوک رویدر

هوررررا بالاخره امتحانات تموم شد و منم یک نفس راحتی کشیدم و خوشحالم از اینکه قبول شدم و با یه عالمه اپ خوشمل اومدم


داستان کودک و خدا

کودکی که آمادۀ تولد بود  نزد خدارفت وازاو پرسید: می گویند فردا تو مرا به زمین می فرستی ، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم  برای زندگی

به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد : از میان تعداد بسیاری از فرشتگان ، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او از تو نگهداری خواهد کرد . کودک  ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویندوقتی زبان آنها را نمی دانم ؟ خداوند

او را نوازش کردو گفت : فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را  که

ممکن است بشنوی درگوش تو زمزمه خواهد کرد وبادقت وصبوری به تو یاد خواهد

داد که چگونه صحبت کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید : شنیده ام در زمین انسانهای بدی زندگی می کنند.

چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟

خداوند پاسخ داد : فرشته ات ازتو محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد :اما من به این دلیل که دیگر نمی توانم تورا ببینم ناراحت خواهم بود . در آن هنگام بهشت آرام بود ،اما صداهایی از زمین شنیده می شد.

کودک می دانست که باید بزودی سفرش را آ غاز کند .او به آرامی سوالی دیگری از خدا پرسید: خدایا ؛ اگر باید همین حالا بروم ، لطفاً نام فرشته ام را به من بگو.

خداوند شانه او را نوازش کرد وگفت : نام فرشته ات اهمیتی ندارد، براحتی می توانی

اورا مادر صدا کنی.

                                                                                 


چند تا جوک و اس ام اس جدید 

 

به ترکه مي گن با سويس جمله بساز ميگه : من ديگه با هيچي جمله نمي سازم شما داريد از ترک بودن من سو استفاده ميکنيد

 داس


یه روز يه اقايي با صداي بلند ميگه اصغر اقا بچه ات مرد, تركه از اون پنج طبقه خودشو پرت ميكنه پايين, به طبقه چهارم كه ميرسه به خودش ميگه اصلا من بچه ندارم كه, به طبقه سوم كه ميرسه ميگه من زن ندارم كه, به طبقه دوم كه ميرسه ميگه بخدا من اصغر نيستم .


هزينه مکالمات بين شهري تو همه جاي کشور 499 ريال شده !! از کي تا حالا؟؟

الف)از وقتي ايران سل اومده.

ب)از وقتي ايران وبا اومده .

ج)از وقتي ايران طاعون اومده.

د) اصلا به تو چه تو شمارتو بگیر


**************

اين اس ام اس فقط براي دويدن شما به سوي موبايل بوده و هيچ خاصيت ديگه نداره .


چند خط برای زندگی :  

اي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست· اميد، درماني است كه شفا ي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيمنم


 

آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند


هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود·



اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد



كساني كه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند

ا


صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست·


وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند



كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند



بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي



اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد



خانه ات را براي ترساندن موش، آتش مزن



ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

رو عزیزی به من داده بود که فرشته نگبا

نش پر کشید و رفت...خوبی


 

نوشته شده توسط چوک رویدر در 86/03/25 ساعت 2:29 موضوع | لینک ثابت


اپ دیگه تعطیل

سلام دوستان ببخشین اخه یک مدت امتحان دارم و باید بشینم درسامو بخونم پس خداحافظ


 

نوشته شده توسط چوک رویدر در 86/02/22 ساعت 10:57 موضوع | لینک ثابت


ضایع شدن حق

پسرا داره حقمون ضایع میشه

تا حالا دقت کردین که همه چیزهای خوب خانم هستند مثل خورشید خانم  مهتاب خانم ستاره خانم ولی همه چیزهای بد اقا هستند مثل اقا گرگه اقا خره اقا گاوه


____________________________ ______
____________________________ ______
____________________________ ______
___________** ** __________________
____________***__*_**** ___________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___**** ** ____
_________*****______**_*____ __** __
________*****_______**______ __*_**
________*****_______*_______ * _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________*******_** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
______________* __________________


 

نوشته شده توس